دیگه اینجا هم جایی ندارم
چه سخت شد زندگی من، من خسته شدم، خیلی خسته
دیگه طاقت ندارم ، رفتن یا نرفتن ، خیلی پیچیده شد
جرات رفتن هم ندارم اما از اینجا خواهم رفت
نظرات شما عزیزان:
nameless 
ساعت23:23---19 فروردين 1392
گاهی که میرسم به تَهِ تَه ِخط گرفتاریهام
همونجا که حرفی نمی مونه جز شکایت کردن
چشمامـو میبندم و به بعضی آدمـهـای دیگر فکــر میکنم ...
به آدماے گرفـــتار تر، مـــریض تر، تنـــهاتر ...
خدایا شکــــرت ...
|